پاسخ به شبهات مهدويت 2
نواب چهار گانه امام مهدي (عج)
پرسش :
ادعاي اين كه 4 نفر از سوي مهدي امام دوازدهم شيعيان، نيابت داشتهاند، هيچ گونه مدركي ندارد و علاوه بر آن اين افراد در زمان حياتشان هيچ گونه عملكرد سياسي، عقيدتي و خدمت سازندهاي نداشتهاند.
1. ادعاي اول اين است كه نواب چهارگانه هيچ مدركي براي نيابت خود نداشتند.
2. و ادعاي دوم اين است كه نواب اربعه هيچ گونه عملكرد سياسي، عقيدتي و... نداشتهاند.
در جواب بايد گفت: چنان كه وجود حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ در ميان امت اسلامي يك امر مسلم و قطعي است وجود نواب خاص آن حضرت و نيز زندگي پرتلاش در ابعاد مختلف اجتماعي، اعتقادي و سياسي آنان در نزد همگان بخصوص اهل تحقيق مسلم و قطعي است علاوه بر آن مداركي نيز از طرف امام زمان (عج) در اين مورد به دست ما رسيده است كه به چند نمونه اشاره ميشود.
الف: عثمان بن سعيد نايب اول، و در ميان همگان مشهور و يك چهرة شناخته شده بوده است او از اصحاب سه امام (امام هادي، عسكري و حضرت حجت ـ عليهم السلام ـ) بوده و در سال 260 هـ .ق امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ نيابت او را، از امام عصر (عج) به جمعيتي كه براي اطلاع و خبر گرفتن از امام آينده حضور حضرت رسيده بودند اعلام كردند و هم چنين شخص امام مهدي (عج) به عثمان بن سعيد در مقابل جمعيت و هيئتي از مردم قم اشاره كرده و آنها را به عثمان ارجاع داد.[1] و نيز بعد از وفات امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ كه عثمان مشغول تجهيز دفن بوده است، حضرت مهدي او را به منصب وكالت و نيابت نصب نموده و جواب مسائل شيعيان را به او ارجاع ميدهد و بعد از آن توسط او به امام ميرسيد.[2]
توقيعات صادر شده از ناحية امام مهدي (عج):
توقيعات به افتخار عثمان بن سعيد و پسرش محمد بن عثمان از ناحيه مقدسه صادر شده و به عنوان نمونه ميتوان به توقيعي كه سعد بن عبدالله اشعري روايت كرده اشاره كرد:
«به نام خدا... خداوند شما دو نفر را در راه بندگي خود موفق و بر دين مقدس ثابت بدارد و شما را با آنچه كه موجب خشنودي او است، نيكبخت گرداند. در رابطه با سؤالي كه كرده بوديد... آنها چگونه به فتنه افتاده و در وادي سرگرداني گام برميدارند... اينها يا از روايات صحيح و درست خبر ندارند و يا آگاهند و خود را به فراموشي ميزنند. مگر نميدانند كه زمين از حجت خدا خالي نميماند، يا ظاهر و آشكارست و يا پنهان و غايب... امامهاي كه پس از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ رفتند، تا نوبت به امام پيشين پدر بزرگوارم رسيد... سرانجام عهد امامت را به جانشين خود تسليم نمود. و خداوند جانشين او را از ديدهها پنهان داشت... آنها بدانند كه حق با امامت...[3]
توقيع ديگري كه به خط امام عصر (عج) به عثمان بن سعيد رسيده است علامه مجلسي (ره) ميفرمايد: اين روايت از شيخ موثق ابوعامر عامري نقل شده است... «به نام خداوند... خداوند ما و شما را از فتنهها حفظ نمايد و به ما و شما يقين عنايت فرمايد...[4]
و غير از اين مورد، توقيعات ديگري نيز صادر شده است كه هر كدام داراي مضامين بلند است. در زمينه غيبت، مسائل اجتماعي و امورات و نيز زائل كنندة هر گونه شك و شبهه ميباشد.
عملكردهاي سياسي و اجتماعي و...
1. رسوا كردن جعفر كذاب، كه بعد از امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ تلاش فراواني كرد كه خود را بعد از آن حضرت، امام معرفي كند.[5]
2. قراردادن مركز فعاليتهاي خود در بغداد، براي اين كه بغداد دورتر از پايتخت عباسيها (سامراء)بود و بدور از چشم مقامات دولتي مردم را درغياب امام رهبري ميكرد.[6]
3. سازمان وكالت كارگزاران و معاونين: عثمان جهت فعاليتهاي همه جانبه معاوناني براي خود انتخاب كرده بود كه در نواحي مختلف از طرف او فعاليت نمايند. كه از جمله: حاجز بن يزيد وشّاء احمد بن اسحاق اشعري و...[7]. او در مجموع 5 سال نيابت داشت و دوران نيابت وي مقارن با خلافت «معتمد» عباسي بود.
ب. دومين نايب حضرت مهدي (عج) محمد بن عثمان فرزند نايب اول است، در بسياري از توقيعات كه براي پدرش صادر شده بود، به وثاقت پسر نيز تأكيد كرده بود. و درعين حال، از ناحيه حضرت براي شخص او توقيعاتي صادر شده است كه ازجمله، دربارة تسليت پدرش فرموده است:... از كمال سعادت پدر شما اين بود كه خداوند فرزندي چون شما به او عنايت فرموده است كه در جاي او بنشيني و منصب او را به عهده بگيري و از خداوند برايش رحمت و مغفرت بطلبي....[8]
دوم اين كه، اسحاق بن يعقوب ميگويد: از محمد بن عثمان خواهش كردم نامهاي كه در آن مسائل مورد اشكال خود را نوشته بودم، به حضور امام ـ عليه السلام ـ تقديم بدارد. و او هم پذيرفت. در پاسخ من توقيعي به خط امام زمان (عج) به اين مضمون صادر گشت: محمد بن عثمان كه خداوند از او و پيش از او از پدرش خشنود باشد، مورد وثوق من است و نامة او نامة من ميباشد.[9]
عملكردهاي اجتماعي، فقهي، كلامي و... او بحثي مبسوط ميخواهد كه مجال براي آن نيست، مراجعه شود.[10] دوران نيابت وي مقارن با بقيه خلافت «معتمد» و خلافت «معتضد» و ده سال از خلافت «مقتدر» بود و در سال 305 وفات يافت.
ج. سومين نايب امام مهدي (عج) ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي است. وي در ميان شيعيان بغداد از شهرت خاصي برخوردار بود. و او يكي از افراد مورد اعتماد و اطمينان محمد بن عثمان به شمار ميرفت. ابوالقاسم، از اصحاب امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ بوده است و در زمان محمد بن عثمان يكي از كارگزاران نزديك وي بود.[11]
معرفي و انتخاب حسين بن روح به عنوان نايب سوم از طرف محمد بن عثمان بود. او دو سه سال قبل از وفاتش شيعيان را در مورد مسائل ديني و مالي و... به حسين بن روح ارجاع ميداد. و هر كسي در اين مورد ترديد ميكرد ميگفت: اين دستور از ناحية امام ـ عليه السلام ـ صادر شده است.[12]
فعاليت حسين بن روح پس از وفات نايب دوم بنا به وصيت نايب دوم در «دار النيابة» در بغداد در يك جلسة رسمي، كه جمعي از شيعيان نيز در آن جا حضور داشتند، آغاز شد. طبق وصيت، خادم نايب دوم «ذكاء» كليد صندوقچة امانات را به او تسليم كرد.[13]
عملكردهاي سياسي: حسين بن روح، به خاطر انتساب به خاندان نوبختي، در زمان «مقتدر» در دستگاه عباسي از احترام خاصي برخوردار بود. به خاطر برخي فعاليتها در سال 312، به زندان افتاد و اين زنداني شدن پنج سال به طول انجاميد. و در مورد نيابت ايشان علما و محققين از اهل سنت نيز سخن گفته و دربارة زندگي او تحقيقي داشتهاند.[14]
د. چهارمين نايب امام مهدي (عج) ابوالحسن علي بن محمد سَمَري است. او كه چهارمين نايب امام ـ عليه السلام ـ است، همانند نواب ديگر از طرف امام به واسطة نايبش، نايب بعد از خود را تعيين ميكرد. و او هم به دستور امام ـ عليه السلام ـ توسط حسين بن روح به عنوان نايب معرفي شد. و از جملة آن توقيع كه دلالت بر نيابت سمري دارد، توقيعي است كه از طرف امام ـ عليه السلام ـ شش روز قبل از مرگ وي صادر شده و مرگ او را تسليت گفته و فرموده است:
«بنام خداوند... اي علي بن محمد سمري،خداوند پاداش برادران ديني تو را در مصيبت و مرگ تو بزرگ دارد. شما بعد از شش روز ديگر خواهي مرد، پس امر حساب خود را جمع كن. و دربارة نيابت بعد از خود، وكالت و نيابت به هيچ كس واگذار مكن. و ديگر غيبت كامل (غيبت كبري) فرارسيده است. نايب خاص ديگر هم ندارم، و تا زماني كه خدا بخواهد ديگر در انظار عموم ظاهر نخواهم شد.[15]
سمري از نظر فعاليتهاي سياسي فرصت زياد نداشت. لذا، مثل نواب گذشته نتوانست فعاليتهاي گستردهاي را انجام دهد. و از طرف ديگر در دوران وي ظلم و اختناق به اوج خود رسيده بود. و مدت نيابت او از سال 326 تا 329، سه سال به طول انجاميد در نيمه شعبان همان سال درگذشت.[16]
براي مطالعه بيشتر ميتوان به كتابهاي ذيل مراجعه كرد:
1. تاريخ عصر غيبت، مسعود پور سيد آقائي و جمعي از نويسندگان.
2. الغيبة، شيخ طوسي.
3. السفراء الاربعه، محمد سند.
4. نواب اربعه، غفارزاده.
[1] . ابي جعفر محمد بن بابويه قمي، (صدوق) كمال الدين تمام النعمة، ج 2، ص 376، ح 26، نشر دار الحديث، قم، 1380.
[2] . شيخ عباس قمي،منتهي الآمال، انتشارات كتابفروشي اسلامي، قم، 1338 ش.
[3] . علامه محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج 53، باب توقيعات، ح 19، ص 181، مؤسسه الوفا، بيروت، 1983 م.
[4] . همان، ص 178، ح 9؛ و ابي منصور احمد طبرسي، احتجاج طبرسي، ج 2، ص 466، مؤسسة اعلمي، بيروت، 1983 م.
[5] . ابي منصور احمد طبرسي، احتجاج، ج 2، ص 468، همان.
[6] . دكتر جاسم حسن، تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، ص 149، انتشارات اميركبير، چ اول، 1367 ش.
[7] . ابي جعفر محمد طبرسي، دلائل الامامة، ص 272، طبع نجف اشرف، 1363؛ و رجال كشي، ج 2، ص 813؛ و رجال علامه حلي، قسم دوم، باب 4، ص 202.
[8] . ابي جعفر محمد ابن بابويه قمي، (صدوق)، كمال الدين، ج 2، باب توقيعات، ص 510، نشر دار الحديث، قم، 1380.
[9] . علامه محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج 53، ص 180، ح 10، مؤسسه الوفاء بيروت، 1983 م.
[10] . ابي جعفر محمد طوسي، كتاب الغيبة، ص 294، ح 248، مؤسسه نينوا، تهران؛ و رجال كشي، ج 2، ص 17، ابي عمر محمدكشي، مؤسسه اعلمي، كربلا.
[11] . ابي جعفر محمد طوسي، كتاب الغيبة، ص 371، همان؛ و كمال الدين، صدوق، همان، ج 2، ص 501.
[12] . علامه محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج 51، ص 354، همان.
[13] . شمس الدين محمد ذهبي، سير اعلام النبلاء، ج 15، ص 222، مؤسسه الرساله، طبع يازدهم، بيروت، 1998 م.
[14] . تقي الدين ابي المعالي، و الوافي بالوفيات، ج 12، ص 366، مؤسسه الرساله، بيروت، 1402.
[15] . علامه محمد باقر مجلسي، بحار، ج 51، ص 360، همان.
[16] . محمد صدر، تاريخ الغيبة الصغري، ص 414، منشورات مكتبة رسول الاعظم، 1972 م.
**********************
دربارة ملاقات با امام مهدي(عج)
پاسخ :
دربارة ملاقات با امام مهدي(عج) سه ديدگاه عمده وجود دارد:
1 . ديدگاه افراطي: براساس اين ديدگاه تشرف بر محضر امام زمان(عج) امري ساده و همگاني است و يكي از مهمترين وظايف منتظران، ديدار با آن حضرت است ولو اين كار به بر زمين ماندن اهداف و آرمانهاي بزرگتري بيانجامد، نقد اين ديدگاه و آسيبهاي آن مجال ديگري را ميطلبد.[1]
2 . ديدگاه تفريطي: براساس اين ديدگاه در زمان غيبت هيچ كس نميتواند به محضر امام مهدي(عج) شرفياب شود.[2]
3 . ديدگاه ميانه: طرفداران اين ديدگاه معتقدند ملاقات با امام مهدي(عج) در زمان غيبت امكان دارد و برخي از انسانهاي صالح و پرهيزگار نيز خدمت آن امام عزيز رسيدهاند ليكن بدون ترديد اولاً شرفيابي به محضر امام مهدي(عج) به شرايط و قابليتهاي فراواني نياز دارد و هر كسي توفيق چنين سعادتي را نمييابد و ثانياً منتظران واقعي حضرت بيش از آنكه به دنبال ملاقات با حضرت باشند. بايد در مسير تأسي به آن حضرت و انجام وظايف و نيز فراهم كردن زمينههاي ظهور بكوشند.
هدف ما از ذكر اين مقدمه توجه دادن پرسشگر محترم به اين نكته مهم است كه دفاع ما از امكان ملاقات به معناي پذيرش ديدگاه افراطي است.
يكي از مهمترين دلايلي كه طرفداران ديدگاه دوم ـ عدم امكان ملاقات با امام زمان(عج) ـ براي اثبات نظريه خود به آن استناد كردهاند نامه امام مهدي(عج) به علي بن محمد سمري چهارمين نايب خاص آن حضرت است. متن اين نامه كه در اواخر عمر علي بن محمد سمري به او ارسال شده چنين است:
يا علي بن محمد السمري اسمع اعظم الله اجرا خوانك فيك فانك ميّت ما بينك و بين ستة ايام فاجمع امرك و لاتوص الي احد يقوم مقامك بعد وفاتك... و سيأتي من شيعتي من يدّعي المشاهدة الا فمن ادعي المشاهدة قبل خروج السفياني و الصيحة فهو كذّاب مفتر...[3]
«اي علي محمد سمري گوش فرا ده، خداونداجر برادران تو را در سوگ تو زياده گرداند تو تا شش روز ديگر دار فاني را وداع خواهي كرد پس آماده باش و كسي را جانشين خودت قرار مده... و به زودي برخي از شيعيان من ادعاي مشاهده ميكنند آگاه باشيد كسي كه پيش از خروج سفياني و شنيده شدن نداي آسماني چنين ادعايي را بكند دروغگو و افترا زننده است....»
حال سؤال اساسي اين است كه چگونه از يك سو امام مهدي(عج) فرمودهاند مدعيان ملاقات دروغگويند. و از سوي ديگر حكايات فراواني از ملاقات مؤمنان و صالحان با امام مهدي(عج) در كتابها نقل شده است.
عالمان فراواني با پذيرش امكان ملاقات در صدد پاسخ به اين سؤال برآمدهاند از جمله علامه مجلسي در بحارالانوار (ج 52، ص 151) شيخ محمد عراقي در دارالسلام (ص 193) محدث نوري درجنة المأوي (بحار، ج 53، ص 318) آيت الله سيد محسن امين در اعيان الشيعة (ج 2، ص 71)
برخي از اين پاسخها بدين قرارند:
1 . منظور از مشاهده در اين روايت ملاقات با امام مهدي(عج) نيست بلكه منظور مشاهده همراه با ادعاي نيابت و وكالت است علامه مجلسي در اين باره مينويسد: «شايد معناي اين نامه امام(عج) به علي بن محمد سمري ـ اين باشد كه كسي كه ادعاي ملاقات با حضرت را بكند و مدعي باشد كه نايب آن حضرت است و مثل نواب چهارگانه از طرف آن حضرت اخبار را به شيعيان ميرساند. چنين شخصي دروغگو و افتراز زننده است. ما نامه را به اين شكل معني كرديم تا با اخباري كه از ملاقات برخي با امام زمان(عج) گزارش ميدهد منافاتي نداشته باشد.»[4] دو دليل بر اينكه منظور از مشاهده در اين نامه ملاقات همراه با ادعاي نيابت است آورده شده است:
الف) دليل اول سياق است، منظور از سياق اين است كه مخاطب اين نامه نايب چهارم است و در اين نامه به او اطلاع داده ميشود كه دوران نيابت خاصه به پايان رسيده است و از آن به بعد امام مهدي(عج) نايب خاصي در ميان مردم ندارد بنابراين فضاي حاكم بر اين نامه و مضمون اصلي آن اعلام به پايان رسيدن ارتباط با امام مهدي(عج) از طريق نايبان خاص است وقتي در اين فضا گفته ميشود: « از اين پس برخي ادعاي مشاهده ميكنند و آگاه باشيد هر كس ادعاي مشاهده كند دروغگو است» منظور از مشاهده همان ارتباط خاصي است كه در اول نامه از آن گفتگو شده بود و به علي بن محمد سمري پايان يافتن آن گوشزد شده بود يعني مشاهده همراه با نيابت خاص.
ب) واژه مفتر: دومين دليلي كه بر مدعاي فوق اقامه شده است واژه مفتر است كه در اين نامه آمده است: «... فهو كذّاب مفتر» مفتر به كسي گفته ميشود كه دورغي را به كسي نسبت دهد. تقرير استدلال به اين شكل است كه:
در معناي واژهء مشاهده «... سيأتي من شعتي من يدعي المشاهدة...» دو احتمال وجود دارد: 1 . ملاقات 2 . ملاقاتِ همراه با ادعاي نيابت و وكالت.
اگر منظور از مشاهده ملاقات تنها باشد معناي روايت ياد شده اين است كه كسي كه ادعاي ملاقات با امام زمان را بكند دروغگو و افترا زننده است. دروغ گو بودن چنين شخصي معلوم است زيرا طبق مفاد اين روايت كسي نميتواند در دوران غيبت با آن حضرت ملاقات كند پس مدعي ملاقات دروغگو است اما اين شخص افترا زننده نيست زيرا دروغي را به امام زمان(عج) نسبت نداده است پس آوردن واژة مفتر لغو است. اما اگر منظور از واژة مشاهده ملاقات همراه با ادعاي نيابت باشد كسي كه ادعا كند با حضرت ملاقات كرده و آن حضرت او را به نيابت خود برگزيده است. اين نامه ميگويد چنين شخصي هم دروغگو است و هم افترا زننده دروغگو بودنش به اين دليل است به دروغ ادعاي ملاقات با حضرت رها كرده است و افترا زننده بودنش به اين خاطر است كه به حضرت نسبت دروغي داده است يعني مدعي شده است كه امام مهدي(عج) مرا به نيابت خاص خود برگزيده است و حال آنكه حضرت چنين كاري نكرده است.
بنابراين ما اگر واژه مشاهده را به معناي ملاقات تنها بگيريم آمدن واژة مفتر در اين نامه لغو خواهد بود و اگر آن را به معناي ملاقات با ادعاي نيابت بگيريم اين واژه لغو نخواهد بود و از آنجا كه امام معصوم ـ عليهم السّلام ـ سخن لغو بر زبان جاري نميكنند پس منظور از مشاهده ملاقات همراه با نيابت است.[5]
2 . پاسخ ديگري كه به سؤال ياد شده داده شده است اين است كه «اصولاً معناي واژة مشاهده ملاقات يا ملاقات همراه با ادعاي نيابت نيست بلكه منظور ادعاي ظهور است يعني اگر پيش از خروج سفياني و صيحة آسماني مدعي شد امام مهدي(عج) ظهور كردهاند چنين شخصي دروغگو و افترا زننده است زيرا آن حضرت پيش از تحقق اين دو علامت ظهور نخواهند كرد. همچنان كه امام صادق ـ عليه السلام ـ در حديثي فرمودهاند:
نميبينيد او را در وقت ظهورش چشمي، مگر اينكه همه چشمها او را خواهد ديد پس هر كس براي شما غير اين را بگويد او را تكذيب كنيد.[6]
قرينه مطلب ياد شده اين است كه خروج سفياني و صيحة آسماني از علائم ظهورند پس منظور از ادعاي مشاهده قبل از تحقق اين دو علامت ادعاي تحقق ظهور است.»[7]
خلاصه سخن اينكه: ما بر اين باوريم كه در بحث ملاقات ديدگاه ميانه درست است و روايتي كه شما به آن اشاره كردهايد نفي كنندة ملاقات نيست بلكه ملاقات همراه با نيابت و يا ادعاي ظهور پيش از خروج سفياني و صيحة آسماني را نفي ميكند. بنابراين ميان اين روايت و حكايات معتبري كه بر ملاقات برخي از مؤمنان پرهيزگار با امام مهدي(عج) دلالت دارد هيچ منافاتي وجود ندارد.
براي مطالعه بيشتر به منابع زير مراجعه فرماييد:
1 . مهدي منتظر، محمد جواد خراساني
2 . دارالسلام، شيخ محمود عراقي.
3 . جنة المأوي،محدث نوري
پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند:
كسي كه قائم از فرزندان مرا انكار كند مرا انكار كرده است.
كمالالدين تمام، النعمة، ج 2، ص 412
[1] . اين ديدگاه گرچه به شكل يادشده از سوي كسي مطرح نشده است، اما برخي عملاً و با رفتار خود چنين ديدگاهي را رواج ميدهند.
[2] . جمعي از نويسندگان، چشم به راه مهدي (قم: دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ دوم، 1378) ص 69 ـ 44.
[3] . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 52، (بيروت: موسسة الوفاء چاپ دوم، 1403) ص 151.
[4] . همان.
[5] . حبيب الله طاهري، سيماي آفتاب (قم: انتشارات زائر، چاپ اول، 1380) ص 179 با اندكي تصرف.
[6] . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 53،ص 6.
[7] . محمد جواد خراساني، مهدي منتظر، (تهران: بنياد پژوهشهاي علمي فرهنگي نورالاصفيا، چاپ اول، 1371) ص 93.
*********************
آيا ظهور امام زمان (عج) بستگي به تعداد ياران ايشان دارد يا به شرايط و اوضاع حاكم بر زمان؟
پاسخ :
غم مخور ايام هجران رو به پايان مي رود اين خماري از سر ما ميگساران مي رود
پرده را از روي ماه خويش بالا مي زند غمزه را سر مي دهد، غم از دل و جان مي رود[1]
ظهور حضرت مهدي (عج) يك فرمان حتمي و قطعي خداوند است و يكي از نواميس آفرينش بشر است كه اگر نباشد، آفرينش بشر، در واقع، به هدف نهايي نمي رسد. خداوند انسان را براي تكامل آفريده است، جامعه ي انسانيت را براي كمال آفريده است اگر با ظلم و جور، اين جامعه نابود شود، هدف آفرينش انسان «و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون»[2] تأمين نشده است.[3] اما اين كه آيا اين قيام جهاني و ظهور حضرت به چه مؤلفه هايي بستگي دارد به يقين قيامي به آن گستردگي فقط به تعداد ياران بستگي ندارد بلكه عوامل و زمينه هاي ديگري بايد وجود داشته باشد تا حضرت ظهور و قيام نمايد و عدالت الهي را گسترش داده و جهاني نمايد. گفتني است حضرت مهدي (عج) ظهور مي كند تا تشكيل حكومت اسلامي جهاني بدهد از اين رو ظهور حضرت زماني به وقوع مي پيوندد كه چنين زمينه اي هم وجود داشته باشد و اينك آمادگي هاي لازم را براي ظهور ذكر مي كنيم:
1. آمادگي فكري و فرهنگي: يعني سطح افكار مردم جهان چنان بالا رود كه بدانند مثلاً مسئله «نژاد» يا «مناطق مختلف جغرافيايي» مسئله قابل توجهي در زندگي بشر نيست و تفاوت رنگ ها و زبان ها و سرزمين ها نمي تواند بشر را از هم جدا سازد. قرآن كريم هم شايستگي و صلاحيت را شرط آن انقلاب دانسته است و مي فرمايد: ما در زبور نوشتيم كه بندگان شايسته و صلاحيتدار ما قدرت زمين را به دست مي گيرند.»[4] پس به يقين حضرت زماني ظاهر مي شود كه سطح افكار مردم بالا باشد.
2. آمادگي اجتماعي: مردم جهان بايد از ظلم و ستم و نظامات موجود خسته شوند، تلخي اين زندگي مادي ويك بعدي را احساس كنند و حتي از اين كه ادامة اين راه يك بعدي ممكن است در آينده مشكلات كنوني را حل كند، مأيوس گردند امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: تا همة اصناف مردم به حكومت نرسند حضرت مهدي قيام نمي كند براي اينكه وقتي حكومتش را تشكيل داد كسي نگويد: اگر ما هم به حكومت مي رسيديم با عدالت رفتار مي كرديم.[5]
3. آمادگي هاي تكنولوژي و ارتباطي: برخلاف آنچه بعضي مي پندارند كه رسيدن به مرحلة تكامل اجتماعي و رسيدن به جهاني آكنده از صلح و عدالت، تنها با نابودي تكنولوژي جديد امكان پذير است، وجود اين صنايع پيشرفته نه تنها مزاحم يك حكومت عادلانه جهاني نخواهد بود، بلكه شايد بدون آن وصول به چنين هدفي محال باشد... سپس مي افزايد معجزه استثنايي است منطقي در نظام جاري طبيعت، براي اثبات حقانيت يك آيين آسماني، نه براي ادارة هميشگي نظام جامعه.[6]
4. آمادگي هاي فردي : حضرت مهدي (عج) زماني ظهور مي كند كه ياران آماده اي داشته باشد زيرا او مي خواهد جهاني عمل و اصلاح كند و حكومت جهاني قبل از هر چيز نيازمند عناصر آماده و با ارزش انساني است تا بتواند بار سنگين چنان اصلاحات وسيعي را به دوش بكشد. و اين در درجة اول به بالا بردن سطح انديشه و آگاهي و آمادگي روحي و فكري براي پياده كردن آن برنامة عظيم نياز دارد.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: امام زمان (عج) ظهور نمي كند، مگر آن كه تعداد آنان به ده هزار نفر برسد.[7] و شيخ حر عاملي مي گويد: در روايت است كه تعداد كامل سپاه امام زمان (عج) صدهزار نفر است.[8]
5. آمادگي نظامي: مسلمان بايد هميشه آمادگي نظامي و نيروي سلحشوري داشته باشد، تا به هنگام طلوع طلايع حق، به صف پيكارگران ركاب مهدي (عج) بپيوندد، و در آن نبرد بزرگ حق و باطل،حماسه آفريند و كمك رساند و امام صادق ـ عليه السّلام ـ منتظران را فرا مي خواند تا همواره نيرومند و مسلح باشند و دورة انتظار مهدي (عج) را با دست پر، به سر آورند:[9] «بايد هر يك از شما براي خروج قائم (عج) اسلحه تهيه كند، اگر چه يك نيزه.»[10]
خلاصة سخن: هر نهضت و انقلابي در صورتي امكان پيروزي دارد كه زمينة آن از هر جهت فراهم باشد و اوضاع و شرايط كاملاً آماده باشد يكي از شرائط مهم موفقيت اين است كه عموم ملت خواستار آن انقلاب باشند و افكار عمومي براي تأييد و پشتيباني آن مهيا باشد و قيام حضرت مهدي (عج) نيز از اين قاعده و قانون خارج نمي باشد و علاوه بر اين به آمادگي هاي ديگري از جمله آمادگي فكري آمادگي تكنولوژي و ارتباطي و آمادگي نظامي نيز نياز مي باشد. بنابراين ظهور امام زمان (عج) هم به ياران و هم به شرايط و اوضاع جامعه جهاني بستگي دارد و علاوه بر آنچه گفته شد راز و رمزهاي ديگري[11] نيز براي قيام حضرت وجود دارد كه خداي دانا از زمان پيدايش آنها با خبر است، هرگاه همة امورات مربوط به آن قيام جهاني جايگاه خويش را بيابند، ظهور نيز محقق خواهد شد.
براي مطالعة بيشتر به كتاب خورشيد مغرب نوشتة محمدرضا حكيمي و نيز حكومت جهاني مهدي نوشتة حضرت آيت الله مكارم شيرازي مراجعه شود.
محمد بن مسلم مي گويد: امام صادق ـ عليه السّلام ـ به من فرمودند:
هر كس وقت ظهور را برايت تعيين كرد، از تكذيب كردنش باك نداشته باش، زيرا ما براي ظهور وقتي تعيين نمي كنيم.
بحارالانوار، ج52، ص 104 - 117.
[1] . ديوان امام خميني (ره) ، ص 111.
[2] . ذاريات، آية 56.
[3] . فصلنامة تخصصي انتظار، سال دوم، شمارة پنجم، پاييز 1381، ص 22 در محضر حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي.
[4] . ابراهيم اميني، دادگستر جهان، انتشارات شفق، چاپ قدس، ص 241، حكومت جهاني مهدي (عج) ، شيرازي، انتشارات نسل جوان، چاپ يازدهم، ص 100.
[5] . مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 244 مؤسسة الوفاء بيروت.
[6] . حكومت جهاني مهدي (عج) ، ص 82، انتشارات نسل جوان، چاپ يازدهم.
[7] . نعماني، غيبة، 360 هجري قمري، كتابفروشي صدوق، تهران ص 307. حر عاملي، اثبات الهداة، چاپخانه علميه قم، ج 3، ص 548.
[8] . اثبات الهداة، ج 3، ص 578، بحارالانوار، ج 52، ص 307، 367، مؤسسة الوفاء بيروت.
[9] . محمد رضاحكيمي، خورشيد مغرب، چاپ بيست و سوم، نشر فرهنگ اسلامي، تهران، ص 274.
[10] . بحارالانوار، ج 52، ص 366.
[11] . گفتني است در روايت از امام صادق ـ عليه السّلام ـ آمده است حضرت مهدي (عج) ظاهر نمي شود تا نطفة افراد با ايماني كه در صلب كافران و منافقان وديعه نهاده شده است خارج شوند. (اثبات الهداة، ج 7،ص 105).
**********************
آیا بحث منجي در تمام اديان از جمله اديان بشري وجود دارد.؟
پرسش :بحث منجي در تمام اديان از جمله اديان بشري وجود دارد. پس اين احتمال وجود دارد كه اين انديشه ساخته ذهن بشري باشد كه در اديان ديگر و از جمله اسلام نفوذ كرده باشد، اسلام در اين باره چگونه پاسخ ميدهد؟
پاسخ :
اشاره: اين يك واقعيت است كه عقيده به مصلح كل، يك فكر و عقيده جهاني بوده و اختصاص به يك ملت و يا مذهب و دين ندارد. بلكه تمام اديان آسماني در اين عقيده مشتركاند. و پيروان همه اديان معتقدند كه در يك عصر تاريك و بحراني، كه جهان را فساد، بيديني و بيدادگري فرا گرفته، نجات دهندهاي بزرگ طلوع ميكند و به واسطه نيروي قوي فوق العادة غيبي، اوضاع آشفته جهان را اصلاح ميكند. و خداپرستي را بر بيديني غلبه ميدهد. و همه در انتظار چنين موعود نيرومند غيبي به سر ميبرند. ولي در مصداق آن نظرهاي گوناگوني وجود داشته و هر ملتي آن رابه لقبي مخصوص ميشناسند.
امّا اين كه اين انديشه ساخته ذهن بشري باشد، يا اين كه از اديان و ملل گذشته در اسلام نفوذ كرده باشد، بدور از واقعيت است. بلكه اين يك وعده بر حق خداوند است كه در نهاد بشري نهفته شده است. بدليل اينكه:
1. اگر انديشه بشري و ديني بر اساس آن استوار گرديده باشد، هيچ گاه بقاء و ثبات نخواهد داشت. زيرا در اثر تحولات بشري و نقض و ابرامهاي انديشه ديگران بر آن، و زمينه رشد فكري بشر در عالم، خاصيت اوليه خود را از دست داده، كم كم رو به فراموشي سپرده ميشود كه نمونه بارز آن، دين فرعوني است كه تاريخ و تجربه نشان داده كه هيچ گونه اثر از آن در دنياي فعلي وجود ندارد تا تحت عنوان دين فرعوني مطرح باشد.
2. ايمان به ظهور مصلح ديني در عالم و برپا داشتن حكومت عدل الهي در تمام نقاط زمين، از اهداف همه انبياء گذشته بوده و نسل به نسل آن را تقويت نمودهاند.[1]
و هم چنين، از انديشههاي اديان معروف در جهان و ملل گذشته، بشارت به ظهور خاتم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و مصلح و منجي بشري در آخر الزمان كه تحقق سعادت بشري در آن است داده شده است.[2] و در طول تاريخ بشري علاوه بر بشارتهاي انبياء به مصلح كل ومنجي بشري، آرزوي همه انسانها بوده است. و حتي آنهايي كه پايبندي به دين نداشته و گفتار انبيا را تكذيب ميكردند، در لابلاي گفتار و انديشههاي آنان نيز، وجود داشته و انتظار يك چنين مصلحي را داشتهاند.[3]
3. ايمان به مصلح موعود، خواستة فطري همه انسانهاست. و همه انسانها فطرتاً قايل به كمال بوده و در جستجوي آن ميباشند. و همه انسانها، فطرتاً عدالتخواه بوده و از ظلم و جور بيزارند و حاجتي بشري كه خواهان عدالت وكمال است، در نهاد هر انسان پوشيده بوده و در زمانهاي گوناگون ابراز گرديده است. چنان كه در اين باره محققين ديني اينگونه ميفرمايند:
الف. آيت الله سيد محمد باقر صدر: «كمال و دوري از نقض و تنفر از زشتيها خواسته فطري همه انسانها بوده است. و بر اساس فطرت انساني و وعدة بر حق خداوند، كمال نهايي و برچيده شدن ظلم كامل به وجود مبارك امام مهدي (عج) تحقق خواهد يافت. لذا همه انسانها اعم از موحد و غيرموحد، بر اساس آن نهاد خدادادي به دنبال تحقق يك چنين انديشه بود، و در طول تاريخ بشري انتظار آن را كشيدهاند. و اين خواسته، خواستة نوع انسان بوده است، امّا در اسلام، جهتدار ميگردد.»[4]
ب. علامه طباطبايي (ره): ... از روزي كه بشر در زمين سكني گزيده، پيوسته در آرزوي يك زندگي اجتماعي مقرون به سعادت، و آن هم،به تمام معني ميباشد. و به اميد رسيدن چنين روزي قدم بر ميدارد. و اين خواسته همان خواستن آدم تشنه است كه فطرتاً قايل به آب بوده و اگر آب نبود تشنگي آن برطرف نميشد. و يا اگر فطرتاً تمايل به بقاي نسل بشر نبود، تمايل جنسي تصور نمي شد. از اين رو، به حكم ضرورت و فطرت، آينده جهان روزي را دربرخواهد داشت كه در آن روز جامعه بشري پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا و همزيستي، غرق در فضيلت و كمال شوند و استقرار چنين وضعي به دست خود انسان خواهد بود. و رهبري چنين جامعهاي منجي جهان بشري و به لسان روايات مهدي (عج) خواهد بود. كه موعود و منتظر همه اديان و مذاهب گوناگون در جهان بوده است. و كسي كه نجات دهندة بشريت است، در ميان همه بشريت سخن به ميان آمده و عموماً ظهور او را نويد دادهاند. گر چند در تطبيق آن اختلاف دارند. ولي حديث متفق عليه در ميان امت اسلامي، قول رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ است كه فرموده: «المهدي من ولدي».[5]
ج. آيت الله صافي گلپايگاني
حقيقت مهدويت، منتهي شدن سيري جوامع جهاني به سوي جامعه واحد، حكومت حق و عدل جهاني، رهبري ابرمرد الهي كه موعود همه انبياء و اديان بوده و دوازدهمين وصي پيغمبر آخر الزمان تحقق مييابد، مطلوب هر فطرت و خواسته هر وجدان انساني است. اجماع امم و ملل بر اين كه پايان جهان، سعادت عمومي است و در دنبال آن تاريكيها، روشنايي است، اين يك اصل فطري است كه با سنت جهان و حركت عالم و با بنياد جهان كه با حق استوار است موافق ميباشد. اين انديشه اختصاصي، مخصوص انسان است، كافر و مؤمن نميخواهد.[6]
بنابراين، اگر انديشه مصلح كل و موعود امم و ملل، بر اساس حكمت الهي و وعدة بر حق و بر مبناي فطرت استوار نبود، هيچ گاه انديشه بشري در تمام جوامع و ملل، اينگونه هماهنگ و بر مدار واحد نخواهد بود.
4. ايمان به مصلح جهاني در تفكر غير ديني؛ چنان كه در بيان بزرگان آمده است، انديشه اصلاح جهاني مربوط به نوع انسان بوده و مختص مؤمنين و متدينان نيست. «برتراند راسل» كه يك انسان غيرديني
است ميگويد: «عالم در انتظار مصلح است كه همه را به وحدت دعوت نموده و در تحت يك پرچم و يك شعار فراخواند.»[7]
و هم چنين، انيشتاين نيز ميگويد: «بعيد نيست، روزي بر جوامع عالم بيايد كه همه با صفا و سلام و محبت زندگي كنند.»[8]
5. بشارتهاي اديان گذشته؛ دليل ديگري در اين جهت كه انديشه مصلح كل و يا مهدويت خلاق ذهن بشري نميباشد، بشارتهاي اديان گذشته است. بسياري از كتب اديان، بشارتهائي از پيغمبر خاتم ـ صلّي الله عليه و آله ـ داده است و وعده دادهاند كه سلسله نبوت در او پايان يافته و نبي و پيامبر ديگر، بعد از او نخواهد بود و قرآن كريم نيز اين وعدهها را تأييد كرده و از جمله قول عيسي بن مريم ـ عليه السّلام ـ را اينگونه ميفرمايد: حضرت عيسي بن مريم ـ عليه السّلام ـ فرمود: «اي فرزندان اسرائيل، من فرستاده خدا به سوي شما هستم، آنچه از تورات در دست دارم تصديق كنيد. و بعد از خودم به رسولي بشارت ميدهم كه اسم او احمد است.[9] و همان گونه كه اديان گذشته و پيامبران الهي از نبي خاتم ـ صلّي الله عليه و آله ـ خبر داده و از اوصياء او نيز بشارت دادهاند كه به نمونه آن اينگونه اشاره ميگردد:
كتاب مقدس در متن عبري و در سفر تكوين آيات: 17 ـ 20 اينگونه ميگويد: «وعدة باري تعالي خطاب به حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ : «محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ خاتم رسولان و ائمه دوازده گانه، اوصياء او ميباشد. او از صلب تو و از نسل اسماعيل به وجود خواهد آمد.[10]» و اين بشارت گذشتگان، از زبان پيامبر گرامي اسلام كه زبان وحي است، تأييد گرديده و منابع ديني اعم از تمام فرق مسلمين از آن خبر داده است. و ممكن است شبههاي به وجود بيايد كه كتب انبياء گذشته تحريف شده است. فلذا، بشارتهاي آنان نيز اعتبار ندارند، پاسخ اين است كه تحريف، يك امر مسلم و قطعي است. ولي مواردي را كه قرآن و يا رسول گرامي ـ صلّي الله عليه و آله ـ آن را تأييد كرده، اين نيز امر قطعي ديگري است كه آن گونه موارد، از تحريف مصون مانده است. والّا قرآن و يا رسول گرامي ـ صلّي الله عليه و آله ـ از عمل تحريف شده هيچ گاه خبر نداده و آن را تأييد نميكند. و در ثاني، اگر تمام كتب آسماني را تحريف شده بدانيم، كلام رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقض ميگردد.
چون پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در ابتداي رسالتش، رسالتش را استناد ميكرد به بشارتهاي انبياء قبل از خودش، فلذا مواردي را كه قرآن و پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ خبر داده است. امر مسلم و قطعي خواهد بود.
بنابراين، انديشه مصلح موعود و يا مهدي منتظر، يك انديشه بشري و زاييدة ذهن ملل و جوامع نميباشد وچنين نيست كه اين انديشه زاييدة ذهن بوده و در اسلام نيز نفوذ كرده باشد. بلكه اين انديشه اگر در جوامع قبل از اسلام بوده بر اساس وعده الهي و حكمت حكيمانه او و بر مبناي فطرت بشري استوار بوده است. و اين انديشه فطري در زمانهاي گوناگون بروز داده شده است. و علاوه بر آن، همة انبياء گذشته و كتب آسماني از آن خبر داده و به آن بشارت و وعده دادهاند و قرآن كريم كه كلام الهي و وحي منزل است، ريشههاي اين وعده الهي را بازگو نموده و با تأويل و تفسير روايات عترت ـ عليهم السّلام ـ تبيين گرديده است.
منابعي كه در اين جهت معرفي ميگردد:
1. اديان و مهدويت، محمد بهشتي.
2. امامت و مهدويت، آيت الله صافي گلپايگاني.
3. مجله الفكر الاسلامي، شماره 28 و 29، ربيع الثاني، 1418 ق.
4. اهل بيت در كتاب مقدس، احمد واسطي.
5. بشارات عهدين، شيخ محمد صادقي و...
حضرت علي ـ عليه السّلام ـ :
ارادة حتمي خداوند بر اين قرار گرفته است كه ـ دير يا زود ـ پايان حق، پيروزي و پايان باطل، نابودي باشد.
(نهج البلاغه، حكمت 281)
[1] . دكتر احمد امين، مهدي و مهدويت، ص 13، انتشارات مكتب الاسلام، تهران.
[2] . آيت الله مرعشي نجفي، شهاب الدين، ملحقات احقاق الحق، ج 13، ص 621، انتشارات مرعشي.
[3] . صادقي، محمد، نصوص خاصة مهدي موعود، از «بشارت عهدين»، ص 270.
[4] . صدر، آيت الله سيد محمد باقر، بحث حول المهدي، ص 7 ـ 8، انتشارات جامعه مدرسين.
[5] . علامه طباطبايي، محمد حسين، شيعه در اسلام، ص 150، انتشارات دار الكتب الاسلامي، تهران؛ همان، تفسير الميزان، ج 15، ص 155، موسسة الاعلمي للمطبوعات، بيروت.
[6] . صافي گلپايگاني، لطف الله، امامت و مهدويت، ج 2، ص 139، جامعه مدرسين.
[7] . شهرستاني، عبدالرضا، مهدي موعود و دفع شبهات، ص 65، موسسه اعلمي، بيروت.
[8] . همان، ص 7.
[9] . صف، 60.
[10] . واسطي، احمد، اهل بيت در كتاب مقدس، ص 105 ـ 107.
با سلام و ارادت و احترام خدمت تمام عزيزان